آدما عادت پذیرن

ندیدم 

یا شایدم بهتره از کلمه به ندرت دیدم ، کم دیدیم استفاده کنم

به ندرت دیدم ادمهایی که راحت تغییر کنن

و از تغییر نترسن

از مدل مو و عوض کردن مارک ریمل و مغازه خرید

تا عوض کردن شغل و محل زندگی و حتی چیدمان خونه

یا حتی عادتهای رفتاری

از همیشه همین خیابون رد شدن و هیمن مسیر رو برای مقصد طی کردن تااااا..


یا مثلا

عادت میکنیم یه کارایی رو باید انجام بدیم یا ندیم

مثلا اینجانب همیشه عادت داره اینباکس ایمیلش رو خالی کنه

هر ایمیلی تکلیفش روشن و پوشه خودشو الباقی هم پاک

حالا فک کن اینجا کلا ایمیل پررررررررررر

و یهو سر یه ماجرایی از همین ایمیل میرسی به اطلاعاتی که چند ماه پیش فرستادن و لازم داری

البته بازم پوشه بندی کردم

مرضه دیگه

نمیشه ترکش داد


همه اینارو گفتم که به موضوع بی ربطه چسب زخم برسم

0___0

اینجانب اصلا عادت نداره بره مغازه چسب زخم بخره

در بسیاری از موارد داروخانه جا پول خورد کرده تو پاچم

یا نهایت بخاطر ترحم به گدای دست فروشی ازش خریدم


و حالا

کفشی که مثلا خریدیم بریم کربلا

دیدیم نه نمیشه

موند

قبل عید یهو رفتیم باهاش درکه

(جاتون خالی!!!!!!!!)

حالا

یهو 

بعد این همه پا زدن

از مچ پامو قطع کرده

و اینجانب دیگه هرچی چسب زخم فاسد شده ته کیف پول اهل بیت بود رو استفاده کرده

و حالا مانده چه کنه

؟؟؟؟

بعد 2هفته از جادثه هنوز میرسم خونه چسبیده به جورابو خون بپا میکنه

واقعا زخم عجیبو شگ جونیه!


میگم

کسی چسب زخم 10سال مونده ته کیف نداره؟

9سال هم قبول میشود!


زندگی زیباست

و خداوند به ما لبخند میزند



شادزی