Meghnatism

دیوارو سقف خانه من همین هاست که مینویسم، همین طرز نوشتن، از راست به چپ . . .

۲۰ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

38

به محض اینکه یه صندلی خالی شد تو اتوبوس که من بتونم بشینم

معلم فلسفه منطق روانشناسی دوره دبیرستانم سوار شد

^___^

عاشخشم

همه عاشخش بودیم

و دیگه خودتون میدونید که برخورد و نوع تدریس یه دبیر چقدر به علاقه دانش اموزا تاثیر میزاره

و حتی انتخاب رشته ایندشون

با کلی خواهش بلاخره نشست جام

کلی صحبت کردیم

من از درس خوندنو کار کردنو امار کسایی که مزدوج شدن، مادر شدن، یا شاغل

و ایشون هم از مدیر مدرسه و معلمایی که بازنشسته شدنو

بچهای این دوره که هیچ جوره نمیشه حریفشون شدو

و کمی هم از دنیای مجازی

کلی گله مند بود از بی تمرکزی بچها

و کتابی که از زمان محصلی خودشون هنوز تغییر نکرده

از اون معلمای اکتیو بود

الان دارن ادامه تحصیل میدن که جای آموزش پرورش یه اطلاعات جدیدی بتونن به بچها منتقل کنن


وای که چقدر خاطره

چه حس خوبیه سر صبحی از این خاطرات خوشمزه

و چقدر خوشحال شد که شناختمو آشنایی دادم


زندگی با این آدمهای شیرین زیباست 

و خداوند به ما لبخند میزند


:)


شادزی

۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
$Venu

37

از انتظار متنفرم

متنفر

مثلا باتلاقیه که هی فرو میری

مرگ تدریجی

زجر کش شدن

یهو بمیر تموم دیگه

از بچیگیم تو مهمونی شیطونی بود که میدونستم برسیم خونه دعوام میکنن

یا نمره پایین

ترجیح میدادم زودتر برسم 

دعوا

تمام

حتی اگه بدترین جریمها منتظرم باشه

ولی تمام

هیچ جریمه ای از جریمهای ذهنی بدتر نیست


از انتظار متنفرم


مخصوصا وقتی یه سوسوی امیدی روشن شده باشه

و قرار به انتظار

که ببینم این سوسو شعله میگیره گرم بشم

یا زرت

خاموش


وا نمود میکنم که اصصلا مهم نیست

جلوی خودمو میگیرم دربارش صحبت نکنم

کسی هم بپرسه الکی مثلا نمیدونم درباره چی صحبت میکنی


ولی از درون

داره روحمو میخوره

بعضی وقتا دوست دارم بزنم زیر همه چیز

اصلا خودم بزنم سوسو رو خاموش کنم

و بدرکمم نباشه

تا اینکه انتظار بکشم


خدایا

خودت میدونی به این امید چقدر نیاز دارم

میدونی که چقدر به گرمای این شعله نیاز دارم

میشه تموم بشه این سرما>!

:(


زندگی زیباست

 و وخداوند در انتظار هم به ما لبخند میزند


شادزی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
$Venu

36

عاغا این قضیه 180 چیه؟

مگه اینجا دیاره چشم بادومیاست که ملت همه کوتاه

حالا قده 180 

اونم برای آقا بشه بلللللللللللللللند؟!؟!؟

چه وض اخه


خانواده 3خاستگار گذشته اینجانب در تماس تیلیفونی با مادره گرام

تاکید شدییییییییییییید به قد بللللللللللللللللللند شازده داشتند

و با اعتماد به سقف مثال زدنی می فرمودند

180 سانتی متر!

0________0


خو حالا

اینگار میل بسکتباله

هنر نکرده که

تازه میشه نرمال

والا زمان دانشگاه اینقدر 184-186-190 تو دستو بال ما ریخته بود که اینا اصلا به چشم نمیان

والا!


همسر یکی از دوستان هم قده منه

شایدم یه ریزه کوتاه تر

ولی میبینمشون فقط نیشم بازه

از بس عشقن این دوتا

^____^

مگه به قده اخه


جالبه این شباهتا

همه 180

نه 179

نه 181


عین اسامی خاستگارا

3فقره   حمیدرضا

1فقره   حمید

2فقره  وحید

البته یه مورد ابوالفضل و مجید هم بود که در نطفه منتفی شد

2 فقره از کل موارد سید بودندی ^__^


ولی خو از الان بدونید

بابای علیپارسا جانم 

ح در نام 180 قد میباشد

0___0

خخخخخخخخخ


زندگی با این روان پاکهای تخم 2زرده زیباست

و خداوند حتما بهشون میخنده


شادزیو

:))

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
$Venu

35

آخ آخ آخ

گلاب به روی مبارکتان

دیشم اد موقع خواب این دلو روده ما لج کرد

آی میپیچید

آی میپیچید

داغان طوری ناک

هی میگفتم عزیزم بکپ دیر است من باید 6ساعت دیگر بیدار شوندی


هرچه که ما در طول روز به اون بی محلی میکنیم 

در شب هر ابراز وجود مینموید و جلب توجه

آخه دلو روده هم اینقدر کینه ای

2زار شعور داشته باش بفهم دییییییییییره


لج و لج بازی گه نمیشود

بلاخره باید مشخص باشد رئیس کیست


اگر امروز کوچکترین توجه ای نثارش کردم

کینه ایه عقده ای بی ملاحظه


زندگی با دلو روده زبان نفهم هم زیباست

خداهم که دیگر هار هار هار


والا


شادزی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
$Venu

34

یکی دیگه از اخلاقای گند اینجانب

خیییلی دغدغه مداره

یعنی کلا نمیتونه مثل آدم زندگی کنه

حتما باید یه دغدغه و فکر مشغولی باشه

یه چی تو مایعهای 

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم؛ موجیم که آسودگی ما عدم ماست...

و حتی به شدتی که در مواقع بی دغدغگی دغدغه دیگران را پذیراییم
تا این حد!

و یه مرض جدید
چند صباحی یقه مان را گرفته

محبت دونم پر شده!

میفهمی چی میگم؟؟
مثل کسی که باید بره حجامت
یا گلاب به روتون مثانش پر شده
یا حتی بی تربیتی ترش که  خودتون در جریان هستید!
این اشباع شدنه خیلی اذیتم میکنه
یه جا باس خالیش کنم
ولی کجا؟؟
کجا که باعث پشیمونی نشه

نازدونم پره
محبت دونم پره
پاهام خستست
میخواد بشینه
تکیه بده

ناله نمیخوام بکنما
حالام بد نیست
دپ نیستم
کلافم از این درد
یه حس مسخره ای که نمیشه توصیفش کرد
نمیدونم چیکارش کنم
هرچی خودمو مشغولتر میکنم و درگیرتر و مسئولیتارو بیشتر
بدتر میشه

همون مثال مثانه بود
فک کن بخوای تو اون حال غلت بزنی یا بدویی
بدتر میشه
بیشتر اذیت میکنه

میفهمی چی میگم؟


زندگی با این اخلاقای گند هم زیباست
خداهم که همچنان لبخند گونه

شادزی
۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
$Venu

33

اندر احوالات ما اینکه

بعد یک ماه دوباره جیره نت مان را دادند

20گیگ نا قابل

از صبح در حال ردیف کردن در لیست دان هستیم


گلاب به رویتان دلو رودمان شدید میپیچد

ولی مقاومت میکنیم که وضوی گرفته نپرد

حوصله وضو دوباره با ضد آفتاب را نداریم :/


همسر دوستجانمان فردی بسور مقروض (؟؟) به حیا بوده است

بسیار خجالتی 

2روز بعد از عقد هنوز هم را ندیدن

از باب خجالت که ای بابا حالا میگن این پسره همش اینجاست

و کسی نیست بزند در سرش 

که اخه اوشکول جان زنت شده

به درک که ملت چه میگویند

حالش را ببرید اول زندگی

تو این دختر را برای همه عمر خواهی داشت

ولی همه عمر منهای 2روز اول عقد

خاااک بر سرت!

و ما هم مغز متفکر ماجرا هی نقشه میکشیم برای دوست جان که تو خود باید رابطه را مدیریت بنمویی

و ان دیگری دوست تازه متاهل که متنی ریز از لبخندهای ریز ریزش خواندیمو لپ خود را نازی کردیم و برایش بسی زیاد ذوق

به خدا اگر فکر کنید که 1% دلمان خواسته باشد

اصصصصلا!


نظرتان پول 12قسمت شهرزاد را بدهم؟

چطور از خانواده دنگ بگیرم

نمیشود که همه زحمات روی شانهای سنگین اینجانب باشد که !!



زندگی در این روزمره گیهای مسخره زیباست

و خداوند به ما لبخند میزند


شادزی


۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
$Venu

32

چقدر خوشحالم که باز وب مینوسم و وب میگردم

هرچند محدود

ولی خوشحالم

اونم پست بزارم باز نتونستم جلو خودمو بگیرم

اول خوندمتون

دیگه نوشته خودم پرید

چقدر خوبه

چقدر من خوبم

با تمام اخلاقای گندم

از اینکه با یه موضوع کوچیک خوشحال میشم بیشتر از اینکه با یه موضوع کوچیک ناراحت میشم خوشم میاد

حتی اگه این مسایل توی تعریفا و نوشتهای دیگران باشه

با نوشتهای خوشمزه حتی چند خطیتون ذوق میکنم

جای شما ها لپ خودمو میکشمو میگم

:عجیییجم ^___^

و با نوشتهای سختتون هم ناراحتو یه صلوات که دلتون آرون بشه



زندگی با همین دور همیا زیباست

و خداوند به همه ما لبخند میزند


شادزی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
$Venu

31

دیروز ماشالا از صبح بارون

گاهی شدید و گاهی نم نم

هوا مثل آخرای زمستون اوایل بهاره

امسال کلا یه فصل نداشتیم

بهار

تابستون

زمستون

بهار

0_____o

خو پاییز کو په؟!؟!؟


جمعه هم رفتیم عقد دوست جان

با یه دسته گل رز قرمز که همه عکسای آتلیه رو با اون گرفت جای دسته گل لیلیوم سفید خودش

^____^

سالن و داپس داپس خونه رم پیچوندم نرفتم

که به اسبابکشی هم برسم دیگه

مهم عقده

اون لحظه

بقیش تشریفاته


زندگی زیباست در روزهای خنک

و خداوند به ما لبخند میزند


شادزی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
$Venu

30

اگه خواستید جوهر مهر تون رو احیا کنید

و طبق رسالت وجودیش

گند زد به دستتون

ناخونا

و از قضا هم عروسی و مجلسی دعوت بودید

بهترین راه الکل

زااااااااااااارت پاک میکنه

^_____^

فقط مراقب باشید که قبلش انگشتتون با لبه برگه زخم نشده باشه :/



یه آن دیدم همه همکارای طبقه با مهرشون اومدن بالا سرمن

- توکه دیگه دستت کثیف شد مهر مارم درست کن دیگه

0________o

ای سواستفاده گرها


پاک کردن جوهر خودکار و مهر با الکل

:دی

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
$Venu

29

مغزم فلج شد 

هنگ

این پست

داغانم کرد

اصلا دوست ندارم تجسم کنم

و یا روزهای پیش رومو قیاس کنم


چقدر زندگی غافلگیر کنندست

میگن فرشته مرگ از چیزی که فکرشو بکنی نزیک تره

به قول راننده دوست مون 

صف، یک نفر رفت جلو!

چقدر زندگی کوتاه

...


سندرم نوشتنم اوت کرد

زیاد شد

تلخ شدم

یادم اومد

پاک کردم


زندگی حتما همچنان زیباست

چون خدا به ما لبخند میزنه


واس همینه که میگم 

اول پست بزارید

بعد وب گردی کنید

:/


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
$Venu