Meghnatism

دیوارو سقف خانه من همین هاست که مینویسم، همین طرز نوشتن، از راست به چپ . . .

۷ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

64

دارم رزومه ایمیل میکنم

امروز صبح که میومدم با یکی از همکارا صحبت میکردم

گفت موقعیت رو از دست نده

بسپار

ولی تا کاری پیدا نشده اینجارو ول نکن

بهشون فرصت بده شاید شرایط اونجوری که میخوای شد

سریع تصمیم نگیر

...


تو این سالها اینقدر رفتم مصاحبه که متخصص شدم

نقشه تهران رو به لطف همین مصاحبه ها حفظ شدم

مخصوصا مسیرا و اینکه با چیو چجوری برسم


یعنی بازم داره شروع میشه؟

بازم باید شروع کنم


حقیقتش یکم از مصاحبه ... ترس نه ولی شرطی منفی شدم

وقتی یادم میوفته چققققدر و چه جاهایی رفتم


نمیدونم

انشالا هرچی که خیره به دلم بیوفته


برام دعا کنید


شادزی

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
$Venu

63

به لطف برکت حضوره "خواب"
حالمان بهتر است
هرچند شب یک بحث هم با خواهر داشتیم
ولی خو حالا دیگه!
به قول همکار
ماه رجبو این همه میلاد چرا ناراحت و عصبی ؟!0_____0

پستهای قبل گفتم کنسل شدنه مشهده قبل عید را
باز افتاده است در سرمان
بخدا اگر فکر کنید خواهرا رفتن هواییمان کردن
اصلا!!!

دنبال بلیط قطارو
هتلو سوییتو 
رزرو 
قیمتو
این صوبتها هستیم

دوستان
علل الخصوص ساکنین محترم مشهد
سوییت 
هتل
آشنا
قیمت مناسب
نزدیک حرم
آمار بدهید پلیز


انشالا که اینبار بطلبد و راهی شویم


فراموش نکنید
خواب بر هر درد بی درمان دواست
قال اینجانب "ره"
والا

:)

شادزی
۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
$Venu

62

الان فوق العاده ناراحت و عصبانی هستم

دیروز به دکی گفتم یه تایم بزار صحبت کنیم

قبل ناهار اومد کنار میزنم که چی میخواستی بگی

توقع جلسه مفصل داشتم:/

ولی خو این روزا شدید شلوغیم

گفتم قضیه رو

گفت فک نکنم که قبول بشه ولی بازم من سعی مو میکنم

گفتم راستش میخواستم سر فرصت مفصل بگم

ولی 4شنبه خانم ح اومد سوال پیجم کرد

(ح یه ادمه مزخرفیه که قبلا کار منم انجام میداد و الان شدید نگرانه که مبادا خطری برای جایگاهش داشته باشم و از همون روز اول به هر طریقی زیراب زنی کرده، فووووق العاده ادمه چابلوسو موزی و مزخرفیه، از این قروبنت برم فداتشما که همش زره مفته...)

من هرچی پیچوندم نپیچید

گفتم قبل اینکه حرفی از طرف من بزنه خودم بهتون بگم

(دکی خیلی حال میکنه ما باهم حرفامونو بدون واسط بزنیم و رک و صریح نکه پیغام پسغام)

گفت خوب کردی

اون بگه کلا ماجرا رو جور دیگه نشون میده...

...

خلاصه یه 2-3 تا از زرایی که پشت سرم پیش اون دکتر بالایی زده بودو گفت

دکی گفت البته هم من اونو میشناسم هم دکتر ولی خب حواستو جمع کن حرفی به ح نزنی

منم خودم درباره این موضوع با دکتر میصحبتم، بازم میگم خیلی بعید میدونم بشه، باید براش یه راهی پیدا کنیم

..


ممنونم از شعور دکی که نگفت نه عمرا

گفت باید یه راهی براش پیدا کنیم


متاسفم برای مغز و دنیای کوچیک ح که اینقدر همه تمرکزو انرژیشو گذاشته امار منو بگیره


عصبانیم از خوده احمقم که با این سرزبونو روابطو ادعای زرنگی چطو 2زار سیاست ندارمو نمیتونم بجزونمش

زنیکه مزخرف://////


واااای که بعضی ادما چقدر مزخرفن

ببینیدش همچین بغل ماچ موچ قربون صدقه که اصلا باورتون نشه این بتونه همجین عوضی باشه


نمیخوام منم عوضی بشم

نمیخوام این سیاستهای کثیف رو


ادعام میشه ایمانم ضعیف نیست

خدایی من اینقدر بزرگه که اراده که به همه مردم دنیا به یه میزان برکت جاری میکنه

نکه اگه کسی به جایی برسه آی کوپن از دست رفت من دیگه ندارم!
احمق


شخصا تو یه مسایلی دروغ شیرین رو ترجیح میدم به حقیقت تلخ

باید به دکی بگم تحت هیچ شرایطی کثیف بازیای این زنیکه رو برام تعریف نکنه


شادزی مثلا


یکی نیست بگه اخه توکه همه اینا رو میدونی

میدونی اونام میشناسنش

چرا میریزی بهم

:/

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
$Venu

61

این چه مرضیه مردم گرفتن

تو مترو و ماشین

میچسبن بیخ گوش ادم

صدای هنسفری تا تهههههههههههههه زیاد

اهنگام که چرتو پرت

اصلا بهترین اهنگم باشه وقتی با صدای وز وز پخش بشه ادمو کلافه میکنه

:/

اول صبحه اول هفته ادمو چیزی میکنن والا!


یه هفتست مثل آدم

فیکس راس ساعت میام

که مبادا دکتر جان باشن و من دقه ای دیر کرده باشم

(دکی=رییس جان)

میخوام درباره شرایطم تو سال جدید باهاش بحرفم

یکم جامو محکم تر کنم

قبل عید که اصلا وقت نشد

الانم گذاشتم حقوق اول رو بده ببینم اول سالی چقدر اضافه کرده

بعد شروع کنم به صحبت تغیرات

پلیز دعا

البته همه این سالها هر جایی که مشغول شدم از قبلی بهتر بوده

ولی خو

اگه اینجا برام خیره

ایشالا زودی تکلیفم مشخص بشه و موندگار بشم

اگه جای دیگه بهتره

زودتر خدا دکم کمه

خیر باشه ایشالا


او هفته خوبی داشته باشید

:)


شادزی

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
$Venu

60

باخبر شدیم که عزیزکرده پدر

نازه پدر

یکی یدونه پدر

دلو قلوه و جیگره پدر

را بردند به پارگینگ

یوهارهارهارهار

:)))


در یک سرچ  این وبلاگ پر از اموزشهای ساده اما خوشمزه راه پیدا کردیم

ترخیص خودرهای توقیفی توسط راهنمایی و رانندگی

از لحظه وقوع حادثه انتقال رو تا خروج از پارکینگ ریز توضیح داده

مدارک لازم و هزینها و ادرس...


فقط ادمهایی که ماشینشون رو بردن پراکینگ میدونن همو درک کنن

:))


از خدا پنهون نیست

از شما چه پنهون

دلم خننننک شد شدید


:)


پیشنهاد میکنم حتما یه سری به این وب بزنید

فکرهای عبوری


شادزی


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
$Venu

59

دیروز عصری که رسیدم خونه

با یه خبر ناگوار رو برو شدم


هنگ کردم

واقعا باورم نمیشد

اخه یهوووویی؟؟؟

ازاده دوسته دوره راهنمایی من بود

خیلی چیزارو باهم تجربه کردیم

رسما باهم بزرگ شدیم

سر داستان ازدواجش یکم ازش دلخور شدم

با وجود ارتباط خیلی نزدیک نزدیک بله برون من متوجه شدم که اصلا کیسی هم وجود داره

خیلی ناراحت شدم

درست همون زمانی بود که یه چند نفری رو تو لیست کات گذاشته بودم

ازاده هم کات کردم

ولی سماجت کرد

هی اومد

هی زنگ

هی پیام

هی مهربونی

هی دوست

دیدم نه

اینو نمیشه کات کرد

باز شدیم جونی


و حالا یهویی داره دور میشه

البته به دل خوش بسلامتی برن و خوش باشن

اینم یه تجربه خوبی میشه برای زندگی

دنیای مجازی و اینترنتو  تلفن هم که هست

ولی خو دلتنگش میشم

:(

همین اسکرین رو گذاشتم تو اینستا

خیلی دلم گرفته بود

قسمت مزخرف ماجرا کامنتهای مسخره ی ادمهای مسخره اطرافم بود

"اثاث"

همه کلید کردن به غلط املایی این کلمه

و انگار من کپشن زدم

2*2

سریع کامنت زدن

4!!!


من دلتنگه دوستم که داره دور میشه

بعضیا مثلا خواستن سوادشونو تیزیشونو به رخ بکشن

واااااقعا ناراحت شدم

مخصوصا از کسایی که اصلا توقع نداشتم


یه وقتایی اون عکس

اون کپشن

خیلی مهمتر از غلط املایی و مسایل حاشیه ای میشه

لطفا درک کنید

تا اخر شب عصبی بودم

:/


دوستم داره میره

و حتی شاید نتونم قبل رفتن ببینمش

:(((


برای همدیگه جوری رفاقت کنیم که اگه دور شدیم ناراحت بشن از نبودمون

نه مثل "میم" که رسما شد تف سربالا تو خونه و با وایتکس از زندگیم پاکش میکنم!


شادزی


۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
$Venu

58

سلام

خیلی نبودم

خیلی ننوشتم

البته به غیر اتفاقای بد و حرفای سردرگم چیز خاصی هم نبود

12اسفند درست شبی که مجوزه مسافرته رفاقتیه مشهد رو که قرار به پیچوندن شنبه اخرسال که بین التعطیلین بود رو از مادر گرفتم

در تماس ساعت 1:30 شب اعلام نمودن که مادربزرگ جانمان یهو در خواب درگذشتن

...

دیروز چهلم عزیزی بود

:((


بعد مدتها وقت شد بیام وبهارو بخونم

هرچند 2بار نوشتم که پست بزارم و زااااااااارت همکاران گرام پریدن تو!


دوستان

عزیزان

یهو قالب وبلاگ عوض میکنید

اسم عوض میکنید

عکش پروفایل عوض میکنید

خو نمیگید یکی عین من قاطی میکنه؟؟

کی کی بود؟؟

مجبورم برگردم چندین پست قبل ببینم ماجرا چیه و کی کی بوده!

:/

همین داستان هم تو اینستا دارم

بابا مجازیون ما رو اسمو عکس هم شرطی شدیم

یهو کمپلت تنوع به خرج میدید خو من هنگ میکنم

قضیه اون یارو شده:

زمستون تو دانشگاه عاشق یه دختره میشه که کاپشن آبی تنشه

بهار که میاد دانشگاه دختره رو گم میکنه!!


و دیگر همین

خبر خاصی نیست

به غیر اینکه  خواهران گرام دارن امشب میرن مشهد

:(((((((((((((((


مواظبت خودتون باشید


شادزی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
$Venu