Meghnatism

دیوارو سقف خانه من همین هاست که مینویسم، همین طرز نوشتن، از راست به چپ . . .

۴ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

75

یک موردی امد به صحبت

وسط  حرفاش گفت بلی ما موردی 38ساله داریم که میخوایم زنش بدیم

اگه موردی مناسب داری به معرفی

گفتم یه مورد هست بعض خودم نباشه خانوووون فک کنم 30-31سالش باشه...

:

31ساااااااااااال نه بابا بزار برات بگم چجوری باید باشه:

متولد 70به بعد

0----0

قد بلند

:/

بلوند

0_____0

لاغر


یعنی تا یک ساعت تو افق بودم

حالا خود شادوماد سبزه نسبتا شکم داره قد 175 نهایت

مغازه لوازم تحریر داره


هنگ بودم

اون خانم که تو ذهن من بود هم 8سااااااااااال اختلاف سنی دارن 

حالا دنبال 70میگردی؟؟؟؟؟


70 ترگل ورگله بلونده لاغره بلند

خر مخشو گاز گرفته بیاد بشه زن این اخه

:/


اونوقت میگن چرا سن ازدواج بالا رفته


موارد زیادی شنیدم که پسر تاکید داشته به قد بلند و بلوند بودن و سفید بودن خانم


اخه مغزهای متفکر

امیدهای امام

ما ایران زندگی میکنیم

مگه کلا چند درصد از ادمهای اینجا بلوند هستن که شما دنبال دختر اون درصد میگردید

ایران معروفه به چشم وابرو قهوه ای شما بلوند میخوای برو المان!



البته این توهم سقف مملکت برام کوتاه من دارم حروم میشم باید برم رو همه پسرا نداشته باشن 80%دارن!

فرار مغزها میخوان برن اونور تو پیتزا فروشی کار کنن یه بلوندم بگیرن

:))))


آقایون داداشا گلم

شما دنبال 70 بلند سفید بلوند باشید

خانوما ابجی ها

شماهام دنبال شغل دایم دولتی حقوق بالای 2-3تومن ماشین وخونه مادر مرده بگردید

ایشالا به نتیجه برسید


اصلا بهتر 

بزار منقرض بشیم از نو یه نسل جدید بیاد

والا با این نوناشون!


زندگی در این جک ها زیباست

و خداوندهم حتی لبخند میزند!


شادزی

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
$Venu

74

سلام

سلام ماه رمضان جان


واااای که چقدر دلم باش تنگ شده بود

سحری که با چشمای خوابالو بخوری

و افطاری که الله اکبر حملهههه :)))


خوبم

خداروشکر

بعد اون متنه آشفته قبل

و مقداری میل نمودن شیر

:)

و با تشکر از ناشناس جان که تذکر دادن برای مخاطبان(عزیزم یه وقتایی باید مخاطب حواسش به جنسیت نویسنده باشه،و متن رو انتخاب کنه!!)

الان بهترم

فکری تر

ولی خب

خدا که هست

به درک دنیا

والا!


دیشب مستاجره 23سال پیش ما مهمان سفره افطار بودن

:/

(داغونه این روابط خانوادگیم

23ساله در ارتباطیم، ولی نسبت جالبته:))

اینققققققققققدر گفت ایشالا خدا بختتو باز کنه

اینقدددددددددددددر گفت

اخر شب حس میکردم نکنه 40سالمه داغم حالیم نی

:/


بابا الان 30سال تازه دم بخته

ماکه حال حالا کار داریم

والا با این نوناشون!


با تشکر از مادر

که انتخاب گزینشی مهمان موجبات شادی مارا فراهم مینمایند

:)


زندگی زیباست

و خداوند در ماه رمضان هم به مالبخند میزند


شادزی

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
$Venu

73

ذهنم درگیره

شدید

بغیر مرضه روزمرگی و زندگی یکنواختی که سالهاست درگیرشم

و این روزا رو مخ

از صبح که از دکتر اومدم فکری تر

پری جان هم دم صبحی تشریف اوردن البته!

ولی خو

...

یکم چرته و خنده دار شاید

ولی دارم به بچه فکر میکنم

بچه مهمه؟

بچه دار شدن؟

بچه مهمتره یا باباش؟

باباش مهمتره یا زندگیه که برات میسازه؟

از 3 ضلع هرکدومش لنگ بزنه چی؟

کدومو میتونی حذف کنی؟

که حسرتشم نخوری؟

که به اون 2تا اسیبی نرسه؟

خنده داره نه

ولی خب

دلایل این فکر هم هست

بعد خدا زارت تو این شهر بزرگ

متروی شلوغ

یه پسره 4-5ساله علیپارسا طوری رو میاره تو مترو میشونه رو پات

و خیره میشی

به نگاه خیره و عجیبش به رسیده خرید کارت مادرش

به ناخناش

به موهای پشت گردنه بورش

به زور خودتو کنترل میکنی به بهانه نگه داشتنش بغلش نکنی

روتو برمیگردونی

وانمود که اصلا برات مهم نیست

حتی یه اه تو این هوا بچتو از رو پام بردار مزاحمم نشو خاصی بندازی ته نگاه رو به افقت

مختو کنترل میکنی

بی تفاوت باشی

دست نندازی تو موهاش

گونهاشو لمس نکنی

دستاشو نگیری


این اشک مسخره الان من چیه


موافقین ۳ مخالفین ۰
$Venu

72

سلام

سلام

ما آمدیم

البته خیلی وقته آمده ایم

ولی حرفی نبود

هربارم یادم میرفت عکسارو اپلد کنم

^__^

سوغاتیا تو ادامه مطالب میباشد 

رویت بنمایید

(اون فلش قرمزه اون بالا کنار تاریخ)


یه ویژگی بامزه دارم من

دوستان و همکاران

مخصوصا همکاران میگن : تو جادوگری!


اولین سابقه همکاری یه پسری کنار دستم بود که 3-4سال ازم کوچیکتر بود

از مسخره بازیا و حرفای دانشگاش برام میگفت

یه بار رسید که از دخترا بگه من جملاتشو تموم میکردم:

همون که عینکی بود باباش سمند داشت!

یهو کپ کرد

تو از کجا میدونی؟! 0____0

گفتم خو خودت گفتی دیگه

این ماجرا بازهم تکرار شد

یه بار بدجور قاطی کردو دادو بیداد:

تو جنی تو جادوگری، اه اصلا ادم به تو میرسه دهن لق میشه من هیچ وقت به کسی اینقدر حرف نزدم...

:دی


و این جمله را بازهم شنیدیم

و یکم برام خوشمزه است

^___^

خب به منچه شماها دهن لقید

خودشون الو تو دهنشون خیس نمیخوره رو دختر مردم عیب میزارن

والا!


4شنبه گذشته 3ساعت بعد ساعت اداری یکی از همکارام که اصلانم بهش نمیاد 10سال از من بزرگتر باشه داشت از خاطراتش میگفت

مخصوصا خاطرات عاطفی

امروز اومده میگه من 2روز دارم فک میکنم چرا اینارو برای تو گفتم

چی شد اصلا که اینجوری شد

تو جنی!


#آی_ام_ا_جن

#آی_ام_ا_جادوگر

^___^


خوبه دیگه 

اینا یعنی من شنونده فعال و موزی هستم

اخرش همچین یه تصمیمی رو میندازم تو سر طرف که فک میکنه خودش به این نتیجه رسیده!

:)))))))



خوصلا از ما گفتن

میاید اینورا مواظبت خاطرات خود باشید

یوهارهارهارهار!



زندگی زیباست 

و خداوند به شنوندها بیشتر لبخند میزند

:دی


شادزی


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
$Venu