مادر جان ما سال گذشته با خواهرجانو برادر جانو زن برادر جانو پدر جان ما رفتند کشور دوست و همساده

عراق

جهت زیارت

مادر جان اونجا خانواده ای را ملاحظه نمودن که دست جمعی مشرف شده بودند

همانجا در دل گفتند

که اینبار باید با شنگولو منگولو حبه انگور بیایم

الا بلا!

هیچی دیگه

یک سالی بر روی مغز ما خال کوبی کردند که یا شماها همه می ایید

یا نمی رویم

این مطلب را زیر بگوییم که مادر مکانهای زیارتی دیگر فرزندو شوهرو کمر دردو خوابو خوراک نمیشناسند

و البته دلایل دیگر

شد که ما بگوییییم

عمرااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

2هفته پیش پسر عمه زا جان محترم تشریف اوردن شب نشینی و اینکه ما قرار است3 اسفند برویم کربلا و این صوبتا

هوچو دیگه

مادر باز یاد فانتزی زیبایش افتاد

فرداش با حالی مریضو دستو پای درد گرفته از هوای یهو سرد شده شروع به روضه خوانی کردند که

قسم و ایه من دیشب خواب نجفو دیدم

امام علی خوددددش گفت شنگولو منگولو حبه رو چرا نمیاری

من ارزو دارم باهم بین الحرمین باشیم

شاید دیگه عمر من قد نده

من 2بار رفتم اینبار امام حسین جلومو میگیره پس بچهات کو

...

دقت کردید به محض اینکه سر یه موضوعی با پدرو مادر بحث کنید

بلافاصله تلویزیون یه برنامه درباره نیکی به پدرو مادرو اینا میزاره

؟!!؟؟؟؟

اون شب هم اخبار یه برنامه مفصل برای قدر همو بدونیمو عمر در حال گذره و پشیمونی و این صوبتا گذاشت

دیگه هیچی دیگه

مخ ما زده شد شدید

تقویم به دست شدیم

اخه من کی مرخصی بگیرم؟؟؟

کی بریم؟؟

پاسپورت هم که نداریم؟؟؟

دیدیم تنها زمان قابل برنامه ریزی

21 بهمن

یعنی کمتر از 2 هفته

با شنگولو منگول هماهنگ کردیم که فردا شنبست و مرخصی ها رو بفراهمید

مادر شما بروید پلیس+10 مدارکو اینا رو جویا شوید

از کی باز هستن و تعداد فیش های

ای وای پاس پدر و مادر هم باید تعویض شود

....

1شنبه رفتندیم انگشت

تماس به آژآنس هر ساله که رفیقمان شده و

فیکس 5بلیط برای 21 بهمن و

و بسلامتی 5شنبه یک دفترچه کوچکه قهوه ای رنگ با نقوشه ملی آمد درب منزل

...

مثل اینکه یوهویی یوهوییی طلبیدند بزرگان

ما هم مخ زدیمو مرخصی جوریدیمو

از اون دسته گله تاخیرهای هفته گذشته تریپ قیافه برایمان می ایند و

شنگولمان شدید شنگوله ساک بستنو ایوای کدوم چادرو سر کنمو این صوبتا

 

اینجانب هم هنوز هنگ

با اینکه همه برنامها را خود چیندیم

ولی خو هنوز در باورمان نیست

با اینکه از برنامه های بلند مدت انتظار بیزاریم

ولی هنوز در باورمان نمیگنجد

 

کلی هم امروز از اپارات مولودی دان کردیم

ولادت حضرت زینب انشالا انجا هستیم

یه درصد فکر کنید انجانب در غم و شهادت برزگان توان حضور داشته باشد

تا شادی هست چرا غم

برویم برای خود و دوستانه عزیزتر از جان شیرینی بگیریم بیاییم

^^^_______^^^

 

خب

دوس تان

کسی پیشنهادی برای بستن ساکو بقچه مان دارد

بگوووید

 

زندگی هم که در مسافرتهای یوهویییی خیلی زیباتر است

و خداوند هم که همچنان لبخند میزند

 

شادزی

 

پ.ن: پرواز 5شنبه ساعت 8

انشالا