Meghnatism

دیوارو سقف خانه من همین هاست که مینویسم، همین طرز نوشتن، از راست به چپ . . .

Meghnatism

دیوارو سقف خانه من همین هاست که مینویسم، همین طرز نوشتن، از راست به چپ . . .

Meghnatism

اینجا
یک دانه Meghnatism خسته از بلاگفا بعد از کوچ اجباری و البته تغییرات عمیق دست به کیبرد میشود
خسته است
اذیتش نکنید لطفا
مینویسد
گاهی دیرو گاهی ساعتی
گاهی مینیمالی و گاهی طوماری
برای حفظ ظاهر طومارها در"بقیش" چپانده میشود
روزگاری در آن جوانی با شور خود تمام مجاز را به آتش میکشید و قبیله ای از دوستان مجازی داشت
و امروز ساکت و آرام در گوشه ای نظاره گر
عمر سایت عمر فرزنده 7 ساله کوچانده شده ام هست
.
.
.

+ زندگی زیباست
و خداوند به ما لبخند میزند

بقیش دیگر تشریفات است
بیخی
.
.
.

برای شادی روحم
یک لبخند از عمق مهربانیتان نثار کنید!

:)

دیروز...
  • ۹۷/۰۷/۰۷
    109
  • ۹۷/۰۷/۰۷
    108
  • ۹۷/۰۷/۰۱
    107
  • ۹۷/۰۶/۱۳
    106
  • ۹۷/۰۶/۱۲
    105
  • ۹۷/۰۶/۱۱
    104
  • ۹۷/۰۶/۱۰
    103
  • ۹۷/۰۶/۱۰
    102
  • ۹۷/۰۶/۰۷
    101
  • ۹۷/۰۵/۲۱
    100
چیا گفتن...

38

دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۴۰ ق.ظ

به محض اینکه یه صندلی خالی شد تو اتوبوس که من بتونم بشینم

معلم فلسفه منطق روانشناسی دوره دبیرستانم سوار شد

^___^

عاشخشم

همه عاشخش بودیم

و دیگه خودتون میدونید که برخورد و نوع تدریس یه دبیر چقدر به علاقه دانش اموزا تاثیر میزاره

و حتی انتخاب رشته ایندشون

با کلی خواهش بلاخره نشست جام

کلی صحبت کردیم

من از درس خوندنو کار کردنو امار کسایی که مزدوج شدن، مادر شدن، یا شاغل

و ایشون هم از مدیر مدرسه و معلمایی که بازنشسته شدنو

بچهای این دوره که هیچ جوره نمیشه حریفشون شدو

و کمی هم از دنیای مجازی

کلی گله مند بود از بی تمرکزی بچها

و کتابی که از زمان محصلی خودشون هنوز تغییر نکرده

از اون معلمای اکتیو بود

الان دارن ادامه تحصیل میدن که جای آموزش پرورش یه اطلاعات جدیدی بتونن به بچها منتقل کنن


وای که چقدر خاطره

چه حس خوبیه سر صبحی از این خاطرات خوشمزه

و چقدر خوشحال شد که شناختمو آشنایی دادم


زندگی با این آدمهای شیرین زیباست 

و خداوند به ما لبخند میزند


:)


شادزی

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۲۸
$Venu

نظرات  (۹)

۲۹ دی ۹۴ ، ۲۱:۳۷ مــــــــ. یــ.مــ
:/
کاش من یه روز تو اتوبوس معلم زبانمون رو ببینم:|
خیلی دلم براش‌تنگ شده 
ایکون بغض :|
پاسخ:
بیا بخلم
^___^
نووووووووچ من زیر 15 سالو میگم :)))
من اندازه اونا بودم فقط یه خواب بعد مدرسه داشتم بقیه ش همش داشتم درس میخوندم:|
کلا دوازده سال تحصیل رو سختگیرترین مدرسه ها ثبت نامم میکردن که فرصت کاری جز درس خواندن پیدا نکنم:/

نصف فامیل بهم میگن خانوم مطالعه:))تو مهمونیا هم کتاب دستم بود:/ اه اه یادم اومد چقد گریه میکردم سر امتحانا:/
پاسخ:
ایش
چه چندشی بودی
۲۹ دی ۹۴ ، ۰۰:۵۳ اَسی بولیده

منم عاشق معلم فلسفه منطقم بودم ^__^

چه خوب که دیدیش :)

پاسخ:
از اون عشقاستا
عششششششششق
مام ازین علم عشقا داشتیم برا همه عشقن :)
بعضی وقتا که میبینمشون همچین ذوق میکنم که خندشون میگیره:دی

والا بچه های الان تمرکز که ندارن هیچ آلزایمرم گرفتن از بس مخشونو آکبند نگه داشتن کلشون تو بازیه موبالو کامپیوتره
پاسخ:
امان از ارتباطات مجازی

هووو
همچین میگه بچهای الان
خودت بچه الانی
:))
۲۸ دی ۹۴ ، ۲۰:۲۶ گمـــــــشده :)
خوشم میاد خداوند همیشه لبخند می زند...^_^
پاسخ:
اونکه بععععله
این قصه هارو خودش نوشته

یه صبر کن حالا بقیشو ببین خاصی تو لبخندشه
:)
۲۸ دی ۹۴ ، ۱۴:۳۷ تاج بی بی
من هیچ وقت دبیری نداشتم که اونقدر خوب باشه که دلم اینطوری براش غنج بره
پاسخ:
چه بد
:/
ای جانم :)
پاسخ:
:*
۲۸ دی ۹۴ ، ۱۲:۴۸ زیـ^ـــ^گما !!

آخی چه باخاااال:)

پاسخ:
^__^
۲۸ دی ۹۴ ، ۰۹:۵۱ محسن رحمانی
بله وقتی دبیر تو میبینی خیلی خوشحال میشی خصوصا وقتی یکی از بهرتین دبیرات باشه .
پاسخ:
^___^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی