Meghnatism

دیوارو سقف خانه من همین هاست که مینویسم، همین طرز نوشتن، از راست به چپ . . .

Meghnatism

دیوارو سقف خانه من همین هاست که مینویسم، همین طرز نوشتن، از راست به چپ . . .

Meghnatism

اینجا
یک دانه Meghnatism خسته از بلاگفا بعد از کوچ اجباری و البته تغییرات عمیق دست به کیبرد میشود
خسته است
اذیتش نکنید لطفا
مینویسد
گاهی دیرو گاهی ساعتی
گاهی مینیمالی و گاهی طوماری
برای حفظ ظاهر طومارها در"بقیش" چپانده میشود
روزگاری در آن جوانی با شور خود تمام مجاز را به آتش میکشید و قبیله ای از دوستان مجازی داشت
و امروز ساکت و آرام در گوشه ای نظاره گر
عمر سایت عمر فرزنده 7 ساله کوچانده شده ام هست
.
.
.

+ زندگی زیباست
و خداوند به ما لبخند میزند

بقیش دیگر تشریفات است
بیخی
.
.
.

برای شادی روحم
یک لبخند از عمق مهربانیتان نثار کنید!

:)

دیروز...
  • ۹۷/۰۷/۰۷
    109
  • ۹۷/۰۷/۰۷
    108
  • ۹۷/۰۷/۰۱
    107
  • ۹۷/۰۶/۱۳
    106
  • ۹۷/۰۶/۱۲
    105
  • ۹۷/۰۶/۱۱
    104
  • ۹۷/۰۶/۱۰
    103
  • ۹۷/۰۶/۱۰
    102
  • ۹۷/۰۶/۰۷
    101
  • ۹۷/۰۵/۲۱
    100
چیا گفتن...

34

سه شنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۳۵ ق.ظ

یکی دیگه از اخلاقای گند اینجانب

خیییلی دغدغه مداره

یعنی کلا نمیتونه مثل آدم زندگی کنه

حتما باید یه دغدغه و فکر مشغولی باشه

یه چی تو مایعهای 

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم؛ موجیم که آسودگی ما عدم ماست...

و حتی به شدتی که در مواقع بی دغدغگی دغدغه دیگران را پذیراییم
تا این حد!

و یه مرض جدید
چند صباحی یقه مان را گرفته

محبت دونم پر شده!

میفهمی چی میگم؟؟
مثل کسی که باید بره حجامت
یا گلاب به روتون مثانش پر شده
یا حتی بی تربیتی ترش که  خودتون در جریان هستید!
این اشباع شدنه خیلی اذیتم میکنه
یه جا باس خالیش کنم
ولی کجا؟؟
کجا که باعث پشیمونی نشه

نازدونم پره
محبت دونم پره
پاهام خستست
میخواد بشینه
تکیه بده

ناله نمیخوام بکنما
حالام بد نیست
دپ نیستم
کلافم از این درد
یه حس مسخره ای که نمیشه توصیفش کرد
نمیدونم چیکارش کنم
هرچی خودمو مشغولتر میکنم و درگیرتر و مسئولیتارو بیشتر
بدتر میشه

همون مثال مثانه بود
فک کن بخوای تو اون حال غلت بزنی یا بدویی
بدتر میشه
بیشتر اذیت میکنه

میفهمی چی میگم؟


زندگی با این اخلاقای گند هم زیباست
خداهم که همچنان لبخند گونه

شادزی
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۲۲
$Venu

نظرات  (۴)

۲۶ دی ۹۴ ، ۱۱:۵۱ مــــــــ. یــ.مــ
:))

الان دایی من بند ِ پ منه دیگه خخخخ

۲۳ دی ۹۴ ، ۱۰:۵۹ مــــــــ. یــ.مــ
اممم 
نمیدونم 
آخه من با وساطتت دایی م که رییس بهزیستی بوده 
میرم پیششون 
هر ردوهفته یه روز کامل باهاشونم 
بازی‌میکنیم 
کاردستی و اینا:)
امم وابسته 
بیشتر خودم وابسته میشم:)
پاسخ:
خب پس خودبهزیستی میری
منم میخواستم ولی گفتن اجازه نداریمو این حرفا 
اینکه زر زده یا نیاز به بند پ میباشد

خوشبحالت
جای ماهم حالیشو ببر
:))
۲۲ دی ۹۴ ، ۱۹:۴۱ گمـــــــشده :)
آره خیلی هم خوب می فهمم..مبتلا شدم بهش...تااااااااااا جایی که بدنم ارور نده کار می کنم ولی کافیه یه دقیقه بیکار بشم بیچاااااره ام می کنه ها....
پاسخ:
این دانشمندا و پزشکا پس دارن چه غلطی میکنن؟؟؟!؟!؟!؟
۲۲ دی ۹۴ ، ۱۲:۰۷ مــــــــ. یــ.مــ
:)
محبت دونی ِ منم پر بود
رفتم مرکز نگهداری از کودکان بی سرپرست خالیش کردم:-|
پاسخ:
یه مدت رفتم پیش بچهای کار
دیدم جوش یکم سیاسی میزنه
و اصلا ماجرا اون چیزی که فکر میکردم نبود
دیگه نرفتم

سخت نیست؟
باید هم محبت کرد
هم مراقب بود که بچه اذیت نشه، دلبسته نشه

آخ آخ
اگه الان علیپارسام بود
همشو قلمبه میدادم بش
فقط حیف پیش نیاز میخواد
:/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی